نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عزت عشق بود غیرت یار

که ندادند منکران را بار

بسط بحر حیات عرفان بود

که گشادند کافران زنار

دار را چون بدید گفت حسین:

«لیس فی الدار غیرنا دیار»

چند از افسانهای نو و کهن؟

پیش ما این سخن میآر و می آر

فقر یعنی فنای صرف کند

نقد قلب ترا تمام عیار

چون عیارت تمام گشت، تمام

تاج بر سر نه و علم بردار

تا بکی بر کنار بحر محیط

تشنه و زار همچو بوتیمار؟

در سماع خدای دست افشان

که جهان را بتست استظهار

قاسمی از کجا و زاهد خشک؟

یا الهی، بلای بد وادار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، عشق و غیرت یار به عنوان عناصر ارزشمند مطرح می‌شوند که منکران از درک آنها بازمانده‌اند. اشعار به عمیق‌ترین اصول عرفانی اشاره دارد و بر غنای زندگی روحانی تأکید می‌کند. حسین (ع) با مشاهده دنیا، به عدم وجود چیزی جز خود و یارانش در آن اشاره کرده است. شاعر به فراوانی افسانه‌ها و قصه‌های قدیم و جدید اشاره می‌کند و فقر را به معنای فنا و خلوص در عشق می‌داند. همچنین، به فراگرفتن فضیلت‌ها و علم دعوت می‌کند و از خشک‌اندیشی و دوری از تعالی الهی یاد می‌کند. در نهایت، بر ضرورت تجلی در عشق و شوق به خدا تأکید شده است.