شمارهٔ ۳۸۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور
در نهان خانه وحدت همه نورست و سرور
بر سر راه تولا همه شادی و طرب
در بیابان تمنا همه حسبان و غرور
شادمانم که بکوی تو گذر خواهم کرد
ترسم از عشق که گوید که: ازین درگه دور!
بس عجب مانده ام، ای جان و جهان، در صفتت
که تو کان نمکی وز تو جهانی در شور
چه عجب باشد اگر صید تو گردد دلها؟
عشق چون باز نجیب آمد و جانها عصفور
خوش «انالحق » گو و بر دار سلامت بر شو
چون کشیدی تو ازین جام شراب منصور
قاسم از جام تو مستست و خراب افتادست
که بهش باز نیاید بگه نغمه صور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق عرفانی است. شاعر از روشنایی و خوشبختی در حالتی از اتحاد و نزدیکی به معشوق سخن میگوید. او مسیر عشق را پر از شادی و طرب میبیند، اما از عشق میترسد که او را دور کند. در اینجا به زیبایی و جذبهای اشاره میشود که معشوق دارد و تأثیر عمیق آن بر دلها. شاعر از نوشیدن جام عشق و مستی ناشی از آن صحبت میکند و نشان میدهد که این عشق میتواند جانها را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، او به حالتی از شگفتی و حیرت در وصف معشوق اشاره میکند.