شمارهٔ ۳۹۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروز
هر کجا یابی نشانی هستی ما را بسوز
با وجود آنکه دریا جرعه جام منست
بر لب دریای حیرت با لب خشکم هنوز
با خیال زلف و رویت مست و حیران ماندهام
هیچ میپرسی که چون میآوری شبها به روز؟
مصلحت بینست عقل و خانه پردازست عشق
بس عجب افتاده است این خرقه دوز، آن خرقه سوز!
زود ساکت گشت واعظ، «خفف الله » گفتمش
گرچه داند عقل کان رعنا نمیداند رموز
عزت هر کس به قدر همت والای اوست
زاهدان را سایه طوبی و ما را دلفروز
عشق ورزیدن بدین قاسمی در شرع عشق
عاشقان را جایز آمد، زاهدان را لایجوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ارتباط عمیق عشق و عقل میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق و عقل هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند، اما عشق در بسیاری از موارد فراتر از عقل و منطق عمل میکند. او به حیرت و شگفتی خود از عشق اشاره میکند و نشان میدهد که در این عشق، احساسات غالب است. همچنین اختلاف بین افراد زاهد و عاشق را بیان میکند و میگوید درکی که یک زاهد از عشق دارد، با درک عاشق متفاوت است. در نهایت، شاعر معنای عشق واقعی را در ارزش والای همت و احساس عاشقانه میداند.