شمارهٔ ۳۹۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلم در عشق ناپرواست امروز
ز جانان در سرم سوداست امروز
گدایان را ازین معنی خبر نیست
که: سلطان جهان با ماست امروز
ز انوار تجلی جمالش
جهان پر شور و پر غوغاست امروز
دویی را از میان برداشت محبوب
دل از کون و مکان یکتاست امروز
ندارد خاطرم پروای اغیار
که چون پروانه ناپرواست امروز
درین بودم که: قاسم را چه شد حال؟
که گم گشتست و ناپیداست امروز
خطاب آمد که: آن حیران مسکین
میان بحر غرق ماست امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر حالتی عاشقانه و سرشار از شور و شوق را توصیف میکند. او از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق صحبت میکند و میگوید که امروز دلش به عشق ناپرواست و از جانان سرشار از خیالات و آرزوهاست. شاعر به این نکته اشاره میکند که مردم عادی از زیبایی و بزرگی عشق واقعی خبر ندارند، در حالی که او خود را در سایه محبوبش میبیند و از نور جمال او مشعوف است. او احساس میکند که محبوب با برداشتن دوگانگیها، او را به یکتایی رسانده و از دغدغههای دنیوی رها کرده است. در انتها، اشارهای به قاسم دارد که در حالتی از حیرت و گمشدگی به سر میبرد و بر این اساس، شاعر خود را غرق در عشق میبیند.