شمارهٔ ۳۹۲ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از لب لعل توام کار بکامست امروز
فلکم بنده و خورشید غلامست امروز
هر که قانون شفای دل خود میطلبد
از اشارات منش کار بکامست امروز
خسرو مصر جهان شاهد یوسف روییست
که مهش بنده و خورشید بدامست امروز
مجلس عشق نهاده است و می اندر داده
سخن عقل درین بزم حرامست امروز
پیش ازین حالت دل مستی و هشیاری بود
از می ساقی جان مست مدامست امروز
یار چون شد متکلم، تو رها کن کلمات
خام ریشی و حکایات تو خامست امروز
قاسمی، فاش مکن قصه اسرار ازل
سر نگه دار، که غوغای عوامست امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای عشق و مستی میپردازد. شاعر از لبهای معشوق خود به عنوان منبع خوشبختی و آرامش یاد میکند و اشاره میکند که امروز خورشید و قمر نیز در خدمت عشق هستند. او بر این نکته تأکید میکند که هر کسی به دنبال درمان دل خود است، باید از عشق و نشانههای آن پیروی کند. عشق به مثابه مجلسی پرشور و پر از شراب توصیف میشود که در آن مجالس عقل و Wisdom جایی ندارد. همچنین شاعر به حالتی اشاره میکند که پیش از این، دل مست و هشیار بوده است و اکنون در مستی غرق شده است. او از ریا و خامی در اظهارات دوری میطلبد و توصیه میکند که اسرار عشق را فاش نکند، زیرا امروز، روز غوغای عوام است.