نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم

وقت سرود ماست، گهی زیر و گاه بم

گر عید عیش نیست پس این زینت از کجاست؟

صحرا و کوهسار علم در پی علم

بلبل به باغ و راغ همین می کند نوا:

آمد زمان شادی و بگذشت روز غم

از لطف یار ما، که وجود است در وجود

همواره می رود عدم اندر پی عدم

چندان که دل نهاد جفا بر سر جفا

آن چاره بر نمود کرم در پی کرم

آن خواجه را که پار گرامی نداشتند

امسال پیش یار عزیزست و محترم

گفتند قاسمی را: کان یار غار کیست؟

هم لطف یار گفت که: «ذوالفضل و النعم »

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و دلنوازی سلطان اشاره می‌کند که پس از مدت‌ها بازگشته است و زمان شادی و سرور فرارسیده است. او به یاد می‌آورد که حتی اگر عید و عیشی نباشد، زیبایی و زینت در طبیعت و علم همچنان وجود دارد. بلبل در باغ نغمه‌سرایی می‌کند و روزهای غم به پایان رسیده‌اند. همچنین، در اشاره به لطف و احترام یار، بیان می‌شود که وجود او باعث جبران هر کمبودی است. شاعر به مقام و مرتبه‌ای که در سال‌های گذشته نادیده گرفته شده اشاره می‌کند و حالا او را محترم دانسته است. در نهایت، نام قاسمی به میان می‌آید و می‌گوید که یار غار، همواره حامی و نیک‌خواه است.