شمارهٔ ۴۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سخنی می رود به صدق و صواب
جان عالم تویی، به جان دریاب
جمله ذرات رو بدان سویند
که تویی جمله را ملاذ و مآب
با تو کس را برابری نرسد
که تویی مرجع ثواب و عقاب
دل و جان را کجا کند روشن؟
زاهد مرده، واعظ در خواب
سعی کن، سعی، تا برون آری
کشتی عمر خویش از غرقاب
قاسمی، عمر نازنین بگذشت
به شتابست عمر ما، بشتاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت صدق و حقیقت در زندگی اشاره دارد و میگوید که جان جهان به وجود تو وابسته است. همه موجودات به سوی تو میآیند و هیچکس نمیتواند با تو برابر باشد، زیرا تو مرجع پاداش و مجازات هستی. همچنین، شعر به بیفایده بودن نصیحتهای زاهدان مرده در خواب اشاره میکند و از ما میخواهد که کوشش کنیم تا زندگیامان را از غرق شدن نجات دهیم. در پایان، به شتاب عمر اشاره میکند و از ما میخواهد که در استفاده از زمان شتاب کنیم.