شمارهٔ ۴۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سخنی می رود بوجه صواب
همه قشرند و دوست لب لباب
دوست در پرده می نماید روی
دل ما چاک می زند جلباب
ما و دلدار خوش نشسته بهم
«اغلق الباب، ایها البواب »
از خدا رحمتیست پنهانی
دل بیدار و دیده بی خواب
هرچه آید از آن حبیب قلوب
جمله وحیست، یا ورای حجاب
در شادی و دیدن دلدار
بگشای، ای مفتح الابواب
قاسمی، این مقلدان کورند
ره نبینند در خطاب و صواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و دوستی میپردازد و میگوید که همه افراد دوست دارند و در پی دوست واقعیاند. او به زیباییها و رازهای عشق اشاره میکند و بر اهمیت بیداری دل و چشم درک عشق تأکید میکند. شاعر از خداوند رحمت و عنایتی پنهانی را خواهان است و بر این باور است که هرچه از معشوق میآید، حقیقتی الهی و در پردهای از راز و رمز است. او از کسانی که به اشتباه درک نمیکنند و راه را نمیبینند، انتقاد میکند و به شوق ملاقات با دلدار دعوت میکند. در نهایت، شعر بر اهمیت شناخت و درک محبت و حقیقت عشق تأکید دارد.