نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرم سبزست و لب خندان و عیش جاودان دارم

مکانم را چه می‌پرسی؟ مکان در لامکان دارم

اگر بالای هر دونی نشینم طعنه کمتر زن

که من بالای هفت اختر مکان و آشیان دارم

مرا گویی که: گنج جاودانی در تو مکنونست

من از گنج عیانی در نهانی صد نشان دارم

نه آن مشتاق در شورم که پنداری ازو دورم

جمالش را چو می‌بینم همه عین عیان دارم

بیا، ای صوفی خودبین، به خود منگر، به من دربین

که من از لذت عشقش حیات جاودان دارم

مرا در بحر اندازی و گویی: زود بیرون شو

شوم بیرون به قول تو ولیکن بیم جان دارم

بگو، ای قاسم مسکین: چه‌ها داری؟ چرا داری؟

که من این عشق پنهانی از آن جان جهان دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس شادی و سرزندگی شاعر است. او با اشاره به داشتن سر سبز، لب خندان و عیش جاودان، به وضعیت روحی مثبت خود اشاره می‌کند. شاعر به این موضوع می‌پردازد که مکان و موقعیت برای او اهمیتی ندارد، زیرا در عالم معنا و لامکان خود را یافتهاست. او به عشق جاودانی که دارد و گنجی که در درونش نهفته است، اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که عشقش حالت همیشگی و شادی‌آور به او می‌دهد. به صوفیانی که به ظواهر توجه می‌کنند، می‌گوید که بهتر است به عمق عشق و حقیقت بپردازند. در نهایت، شاعر عشق پنهانی و عمیقش را ابراز می‌کند که روح او را زنده نگه می‌دارد.