شمارهٔ ۴۴۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟
ایام بهار آمد، پژمرده چرا باشم؟
چون آتش آن هادی در تافت درین وادی
در رقصم و در شادی افسرده چرا باشم؟
آن محرم درویشان و آن مرهم دلریشان
آمد بدوای جان، آزرده چرا باشم؟
زد خیمه ببستانها، هر جا گل و ریحانها
من لاله سیرابم، در پرده چرا باشم؟
صد سر نهان دارم، صد گنج عیان دارم
با این همه مال و زر، بی خرده چرا باشم؟
دل آمد و دین آمد و آن بحر یقین آمد
اندر حجب غفلت پرورده چرا باشم؟
قاسم، دل و دین دارم و آن نور مبین دارم
اندر حجب ظلمت دل مرده چرا باشم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ظهور و بازگشت عیسی (نماد زندگی و امید) سخن میگوید و تأکید میکند که با وجود این نعمتها، نباید پژمرده و افسرده باشد. او به شادی و رقص در این ایام بهاری اشاره میکند و بیان میکند که با وجود بیماریها و مشکلات، باید دل را شاد نگهداشت. شاعر همچنین از غنای وجودی خود، داشتن دل و دین، و نور یقین سخن میگوید و از اینکه در حجاب غفلت و ظلمت باقی بماند، ابراز نارضایتی میکند. در نهایت، او تاکید دارد که باید از نعمات الهی بهرهبرداری کند و شاداب و سرزنده زندگی کند.