نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

از نایره شوقت در دل شرری دارم

با طلعت خورشیدت عشق و نظری دارم

از ظلمت زلف تو، با شعشعه رویت

از راه بری باشم، گر راهبری دارم

در صورت آب و گل گر هست ملامتها

در خلوت جان و دل زیبا قمری دارم

غم نیست اگر تن را صد بار بسوزانی

در بحر محیط جان والاگهری دارم

ذرات همه عالم، گر خصم شود با من

از خصم چرا ترسم؟ من هم جگری دارم

عشقست مرا چاره، من بیدل و آواره

بیچاره نخواهم شد، چون چاره بری دارم

قاسم همه جوهرها از کان تو آوردست

ای دوست، بحمدالله، کز بحر بری دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و درونی شاعر به محبوبش است. او از شوق و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که حتی در برابر مشکلات و سختی‌ها، عشقش او را قوی و resilient نگه می‌دارد. شاعر به زیبایی‌های جسمی و روحی محبوب اشاره می‌کند و تأکید دارد که عشق او، حتی در شرایط دشوار، چاره‌ای برای اوست. در نهایت، شاعر به وفور محبت و علم محبوب اشاره کرده و ابراز شکرگزاری می‌کند که از این عشق و محبت بهره‌مند است.