شمارهٔ ۴۴۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خیالست این که: من بی یار باشم
محالست این که: بی دلدار باشم
نباشم یک زمان از یار خالی
اگر در جنت، ار در نار باشم
دمی کان دم جمال یار بینم
ز عمر خویش برخوردار باشم
ندانم قبله ای جز روی آن یار
اگر در کعبه و خمار باشم
چو فیضی نیست جان را در دو عالم
چه قید که گل فخار باشم؟
من آن دم از جهان آزاد گردم
که صید واحد قهار باشم
ز گستاخی که قاسم کرد در عشق
ز شب تا روز در زنهار باشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان عشق و وابستگی شدیدش به یار میپردازد. او میگوید که تصور زندگی بدون محبوب امکانپذیر نیست و در هر شرایطی، چه در بهشت و چه در جهنم، حسرت یار را به دل دارد. او حتی اگر در مکانهای مقدس باشد، تنها به فکر محبوبش است و بودن در کنار او را از هر چیز دیگری ارزشمندتر میداند. نیز به این نکته اشاره میکند که اگر نتواند جمال یار را ببیند، از زندگی و دنیا آزاد میشود و در نهایت، از عشق و وابستگیاش به یار سخن میگوید.