نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عاشقم، خسته ام، خراب و یباب

غرق دریای حیرتم، دریاب

توبه کردم ز عاشقی چندی

توبه از توبه کردم، ای تواب

عاشقان در جهان سرمستی

همه لبند و دوست لب لباب

«لیس فی الدار غیره موجود»

چنک می گوید از زبان رباب

نیک و بد را بمان و با حق باش

تا شوی فارغ از عقاب و ثواب

ما و درد فراق و جور حبیب

سخنی مشکلست، اندر یاب

گر تو خون دلم همی ریزی

آخر، ای جان، شتاب چیست، شتاب؟

عالمی غرق بحر نور شوند

گر از آن رو بیفکنی جلباب

هرکسی ره بروئی آوردند

قاسمی رو بیار و باده ناب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشق و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر از خستگی و سردرگمی‌اش می‌گوید و از تبدیل عشق به توبه و بازگشت به عشق. او به لذت و حقایق عشق اشاره می‌کند و بر اهمیت بودن در کنار حقیقت تأکید می‌کند. همچنین از دردی که ناشی از جدایی محبوب است صحبت می‌کند و از محبوب می‌پرسد چرا به او آسیب می‌زند. در نهایت، به این باور می‌رسد که عشق و نوشیدن باده ناب می‌تواند انسان را به عالم نور هدایت کند.