شمارهٔ ۴۶۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما در طلب دوست فراوان بدویدیم
بسیار دویدیم ولیکن نرسیدیم
تا لمعه رخسار تو بر جان و دل افتاد
از دولت دیدار تو بر عرش پریدیم
ما روی تو دیدم درین دیر کهنسال
المنة الله که نمردیم و بدیدیم
در دست غمت بی دل و بیچاره و صبریم
وز جور غمت جامه بصد پاره دریدیم
بیچاره بماندیم، چنین واله و حیران
چون ذکر تو از کعبه و بت خانه شنیدیم
چون روی تو دیدیم بگفتیم شهادت
المنة الله که سعیدیم و شهیدیم
چون قاسم بیچاره ترا دید درین راه
ما پیر کمالیم و مرادیم و مریدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر از جستجوی فراوانش برای دوست و محبوب سخن میگوید. او به تلاشهای بیپایانش برای رسیدن به معشوق اشاره میکند که در نهایت نتوانسته به او برسد. اما وقتی که جمال محبوب را میبیند، شکر خدا را میگوید که هنوز زندهاست و توفیق دیدار او را یافته است. شاعر از درد و غم عشق میگوید و از بینهایت محبت و شوقی که در دل دارد. او تأکید میکند که این دیدار برایش سعادت و کمال به ارمغان آورده است و از اینکه در این راه، به نوعی جانفشانی کرده است، احساس شکرگزاری میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در سن پیری، به مقامی رسیده و مرید عشق است.