نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم

گه باده بنوشیم و گهی باده فروشیم

در صحبت عقل این دل بیچاره ملولست

بنشین نفسی، تا قدحی باده بنوشیم

چون خرقه ما آلت عقل آمد و تزویر

آلودگی خرقه بزنار بپوشیم

از حلقه ما دور مشو، ای دل و دینم

ما حلقه بگوشان ترا حلقه بگوشیم

با عشق روانیم و دوانیم درین راه

از روز ازل تا به ابد دوش بدوشیم

گویند که: این راه ندارد سر و پایان

هرچند که ما بی سر و پاییم بکوشیم

قاسم، بنگر حالت رندان خرابات

در مجلس مستان همه گویای خموشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حال و هوای رندان و مستانی است که در میخانه به سر می‌برند. شاعر می‌گوید که در این حالت ما به رنگ باده شاداب می‌شویم و هم زمان باده می‌نوشیم و هم باده می‌فروشیم. دل ما در صحبت عقل خسته و بی‌حال است و بهتر است برای لحظه‌ای بنشینیم و باده بنوشیم. او به مخاطب می‌گوید که چون لباس ما به عقل و تزویر شبیه است، باید آلودگی‌های آن را پنهان کنیم. شاعر همچنین تأکید می‌کند که نباید از حلقه ما دور شوی و با عشق در این مسیر حرکت می‌کنیم. او به عشق و رفاقت در این راه اشاره می‌کند و می‌گوید که هرچند برخی معتقدند این راه پایانی ندارد، ما با تمام وجود در آن تلاش می‌کنیم. در نهایت، او اشاره می‌کند که رندان در مجلس مستان خاموش ولی گویا هستند.