شمارهٔ ۴۷۶ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه در طور شریعت همه مأمورانیم
لیک در غور حقیقت همه ما میرانیم
هست امیدی که بناگاه بمقصود رسیم
که درین راه نرنجیم و نمی رنجانیم
گرچه راه خطرست این و توکل کردیم
مرکب جان بسرکوی بلا می رانیم
ناصحا، در شب و در روز دعا می گوییم
تا بری از سر ما سایه، که ما مستانیم
موج توفان ز دلم خاست، چه سازم؟ چه کنم؟
که درین موج بلا غرقه این توفانیم
هست امیدی که بفریاد رسی این جان را
آن زمانی که ز هجران تو اندر مانیم
گفت دلدار که: قاسم، منگر جای دگر
همه ماییم، اگر درد، اگر درمانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی وضعیت انسانها در دین و حقیقت میپردازد. شاعر بیان میکند که در ظاهر باید پیروی از شریعت کنیم، اما در عمق حقیقت، همه ما با مشکلات و رنجها مواجه هستیم. او به امید رسیدن به مقصود صحبت میکند و به دعا و توکل به خدا اشاره میکند. با وجود خطرات و چالشها، شاعر از امید به نجات و یاری خدا سخن میگوید. در نهایت، اشارهای به این دارد که همه ما در درد و رنج یکسان هستیم، اما در عین حال درمان و امید به بهبودی نیز وجود دارد.