شمارهٔ ۴۸۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
عجب رعنا و زیبایی، چه گویم؟
عجایب ترک یغمایی چه گویم؟
عجب حسن و عجب لطفی! عجب جان!
عجب تر از عجب هایی چه گویم؟
ترا از حد گذشت این لطف و احسان
دگر در حسن و زیبایی چه گویم؟
گواهی میدهد خلق دو عالم
که اندر حسن یکتایی چه گویم؟
تو در بستان جان سرو روانی
نه با مایی، نه بی مایی، چه گویم؟
دو عالم فی المثل چون یک قصیده است
تو آن شه بیت غرایی چه گویم؟
تو دریایی و من دریایی تو
ازین دریا و دریایی چه گویم؟
بسودای تو شد جانها سرافراز
ازین سودا و سودایی چه گویم؟
قرین ظلمتست این جان قاسم
تو خورشید دلارایی، چه گویم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و خصوصیات دلنشین محبوب اشاره دارد. شاعر از زیباییهای قومی و جذابیتهای خاص توصیف میکند و میگوید که هر چه بر روی زیبایی و لطف او بگوید، باز هم کم است. او به ستایش و گواهی خلق دو عالم دربارهی یکتایی محبوب میپردازد و او را درختی در باغ جان میداند. شاعر همچنین محبوب را همچون دریایی بزرگ توصیف کرده و احساسات عمیق و شوقی که در دل نسبت به او وجود دارد را بیان میکند. در نهایت، او محبوب را به خورشیدی میسازد که جان او را در ظلمتش روشن میکند.