نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

من معدن اسرارم، اما بنمی گویم

من ابر گهربارم،اما بنمی گویم

در خانقه صورت در زاویه معنی

من طالب آن یارم،اما بنمی گویم

در آرزوی رویت روزان و شبان دایم

بی خوابم و بیمارم،اما بنمی گویم

آنیست ترا،ای جان،کز تو خجلست اعیان

آن از تو طلب دارم،اما بنمی گویم

من سوز درون دارم، من ساز برون دارم

سرگشته دلدارم،اما بنمی گویم

من عاشق و عیارم، درنورم و در نارم

من قلزم زخارم،اما بنمی گویم

در عشق رخت زارم، سرگشته چو پرگارم

حیران و گرفتارم،اما بنمی گویم

من سالک اطوارم، اندر طلب یارم

جویان و خریدارم،اما بنمی گویم

من شیفته یارم، من واقف اسرارم

من قاسم انوارم،اما بنمی گویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر می‌پردازد. شاعر خود را مملو از راز و گنج‌های نهفته توصیف کرده، اما از بیان این اسرار خودداری می‌کند. او در جستجوی معشوق است و با وجود درد و بی‌خوابی، همچنان آرام و خالی از کلمات می‌ماند. او به عشق و حالت‌های عاطفی خود اشاره می‌کند و خود را در مسیر جستجوی یار می‌بیند، در حالی که به رازهای عرفانی و احساسات عاشقانه‌اش اعتراف نمی‌کند. در نهایت، شاعر به تناقضات درونیش مثل شوق و دردمندی، عشق و سکوت، اشاره دارد که او را در موقعیتی خاص و عمیق قرار داده است.