شمارهٔ ۴۸۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما عشق یار را بدو عالم نمیدهیم
جامی ز دست دوست بصد جم نمیدهیم
ما عاشقان روی حبیبیم و عاقبت
دار الجمال را بجهنم نمیدهیم
آن گوشه را که دیر مغانست و ما درو
رکنی از آن بگنبد اعظم نمیدهیم
ما آیتی بمکتب عشق تو خوانده ایم
معنی آن بمحکم و مبرم نمیدهیم
ما خرقه پوش پیر مغانیم در طریق
این کسوه را بشیخ معمم نمیدهیم
ما تشنگان بحر محیطیم، قاسمی
در بحر عشق آب بآدم نمیدهیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و بیپایان عاشق به معشوق است. شاعر اعلام میکند که هیچ چیز در دنیا را نمیتواند به عشق یار و زیبایی او ترجیح دهد. او از وفاداری عاشقان به عشق حقیقی سخن میگوید و میگوید که ارزش و معنی عشق را نمیتوان به چیزهای سطحی یا دنیوی فروخت. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که این عشق همچون دریا و بیکران است و نمیتواند به چیزهای ناپایدار و گذرا تقدیم شود.