نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دوش آن مه دو هفته من با هزار فن

آمد بمیل صحبت مستان ذوالمنن

عیاش و سرفراز و جهان سوز و جامه چاک

طناز و ترکتاز و دل افروز و پر فتن

پرناز و بی نیاز و معربد، عجب عجب!

سرمست و پای کوب و غزل خوان و غمزه زن

از ناز کج نهاده کله را و جنگ جوی

دشنه بکف گرفته و تشنه بخون من

گفتا: برو بکوی سلامت، که غافلی

از ذوق جام باده مستان و درددن

ای مقتدای شهر، که محروم و غافلی

از دولت مساعد رسوای انجمن

اوصاف حسن تست غزلهای بلبلان

حیران آن جمال گل و لاله در چمن

ذرات کون رو بتو دارد بهر طریق

مستان جام تست: اگر یخشی، گر یمن

قاسم شکست شیشه تقوی و ننگ و نام

از اقتضای زلف چلیپای پرشکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش می‌پردازد که با ظاهری شگفت‌انگیز و دل‌ربا، فریاد غزل‌خوانی و شادی می‌آورد. او به طرز سخیف و عیاش جلوه‌گری می‌کند و در عین حال، دل‌افروز و فریبنده است. شاعر به وصف حالاتی مثل سرمستی، شادی و شوق در می‌پردازد که معشوق به آن‌ها دامن می‌زند. در ادامه، به تأکید بر غفلت از زیبایی‌های عشق و باده اشاره می‌کند و به زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر محیط اشاره می‌کند. با بیان اوصاف معشوقه، شاعر حسرت می‌خورد که دیگران از زیبایی‌های او بی‌خبرند و در نهایت، وضعیتی از شکست و ننگ را که به‌دنبال عشق و زیبایی به‌وجود می‌آید، به تصویر می‌کشد.