شمارهٔ ۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا
که می یابم ز بوی او نسیم جنت الماوا
دل و جان راتو محبوبی،همه طالب، تو مطلوبی
زهی حسن و زهی خوبی، تعالی ربناالاعلا
سلامت مسکن زاهد سعادت مأمن صادق
ملامت شیوه عاشق محبت عروه و ثقا
طریق زاهدان تقوی حدیث مفتیان فتوی
مقام راهبان عفت میان عاشقان غوغا
زهر جوهر چه می جویی؟ که او دریا و تو جویی
بخوان مطرب بنیکویی ولو لا هو لما کنا
تو دانا باش و ره می رو میان رهروان رهرو
که شد عالی تر از اعلا مقام قرب او ادنا
تو در عقل لجوج خود گرفتاری، نمی بینی
میان مجلس رندان چه عشرتها، چه دولتها!
چو خورشید جمال او نقاب از رخ براندازد
بیانها منطوی گردد، عیان شد مقصد اقصا
سخن از عقل و هوشیاری مگو با قاسمی دیگر
که عیش جاودان دارند سرمستان ناپروا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با زیبایی و شگفتی از عشق و محبوب خود سخن میگوید. او به بوی خوش محبوبش اشاره میکند که شبیه نسیم بهشتی است. شاعر ضمن توصیف احساسات و نشانههای عشق، به حسن و زیبایی معشوق خود میبالد و مقام و منزلت زاهدان و سالکان را در این راه مورد تأکید قرار میدهد. او میگوید که عشق واقعی فراتر از عقل و دانش میباشد و کسانی که در مقامهای عمیقتری از عشق قرار دارند، از شادی و نعمتهای جاودان بهرهمندند. شاعر از مخاطبان میخواهد که به این حکایت عشق و زیبایی توجه کنند و به دنبال حقیقت واقعی باشند. در نهایت، او عشق را به عنوان یک حالت شادیبخش و بیپایان توصیف میکند.