نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

همه بودند که گفتند بپیدا و نهان

که: بپیدا و نهان غیر خدا هیچ مدان

این که گفتیم و شنیدیم مسلم داریم

سخنی بود که گفتند هم از عین عیان

یار گفته‌ست: منم خسرو خوبان جهان

نیک گفته‌ست، ببینید، زهی لطف بیان

جان من بنده عشقست که «لاتسأل » ازو

جان چه باشد؟ بچه ارزد بر آن جان جهان؟

جان اگر می طلبد بنده فرمان ویم

جان ببازیم، بیاییم برش جامه دران

دوش می گفت دل من: بیقین اوست همه

فرق بسیار شد از هیچ مدان تا همه دان

قاسمی را ز غم عشق برون آوردی

بنده رای توام، هرچه که باشد فرمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، گوینده به اهمیت عشق و ارتباط با خدا اشاره دارد و می‌گوید که هیچ چیز دیگری غیر از خدا ارزش ندارد. او تأکید می‌کند که عشق او به خدا و یار، زندگی‌اش را شکل می‌دهد و اینکه جانش برای عشق مهم‌تر از هر چیز دیگر است. همچنین به تجربه و آگاهی که از عشق به دست آمده اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیزی از درد عشق نمی‌تواند او را دور کند و او به عنوان بنده‌ئی فرمانبردار به عشق خداوندی عمل می‌کند. در نهایت، عشق را اصل و محور وجود خود می‌داند.