نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۹ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

خواهی بجهان شوری، بنیاد قیامت کن

بگشای رخ فرخ، عرض قد و قامت کن

ای در دو جهان موزون، شد هر دو جهان مأمون

در صدف مکنون، برخیز و امامت کن

تو محرم جانهایی، تو مرهم دلهایی

بنشین بکرم یک دم، جامی دو کرامت کن

ای عاشق شیدایی، از مرگ مترسان دل

ای زاهد رعنایی، رخ سوی ندامت کن

دایم بسفر می رو، ای رهبر وای رهرو

ماهی چو ببینی تو، آن جای اقامت کن

ای زاد رعنایی، تا چند ز رسوایی؟

اول تو ببین رویش، آنگاه ملامت کن

قاسم، اگر از جانان یک لحظه جدا مانی

زان قصه پشیمان شو، بنیاد قیامت کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دعوت به شور و نشاط در زندگی و اهمیت ارتباط با معانی عمیق تر وجود انسانی است. شاعر از دوست و عاشق می‌خواهد که از ترس مرگ دوری کند و به زندگی بپردازد. همچنین بر لزوم خودآگاهی و پرهیز از خساست در احساسات تأکید می‌کند. از طرفی، پیروان را به سفر و جستجوی زندگی واقعی دعوت می‌کند و توصیه می‌کند که ابتدا خود را بشناسند و سپس به دیگران انتقاد کنند. به‌خصوص، اشاره به این دارد که اگر کسی از عشق و وصل جدا شود، باید نسبت به این موضوع تفکر کند و در پی اصلاح خود باشد. در کل، شعر حضور در لحظه و بیداری روحی را مهم می‌داند.