نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا از زخم شمشیرت نمی شاید حذر کردن

بپیش زخم شمشیر تو باید جان سپرکردن

اگرچه سر نهم بر خاک پیش رهروان تو

ولی با منکران ره نخواهم سربسر کردن

نگویم از دل و از جان بپیش روی آن جانان

که عاشق را نمی شاید حدیث مختصر کردن

بسر گردان چو پرگارم ولی امید می دارم

میان زلف و رخسارت شبانروزی بسر کردن

بپیش شمع رخسارت چو پروانه برقص آیم

ببازم جان شیرین را، توانم این قدر کردن

نشان عاشقی چبود؟ اگر دانی یقین دانی

وداع جان و دل گفتن، بترک پا و سر کردن

وداع آرزوها کن، پس آنگه رو سوی ما کن

ز شهر تن بملک جان اگر خواهی سفر کردن

جوانمردی چه میباشد؟ بآیین طلب کاران

درخت باغ عرفان را بحکمت بارور کردن

اگر عاشق شدی، قاسم، نشان عاشقی چبود؟

به یک دم ملک هستی را همه زیر و زبر کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به عشق و وابستگی عمیق عاشق به معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که نمی‌تواند از زخم شمشیر معشوق‌اش حذر کند و باید جان خود را فدای او کند. حتی اگر سرش بر خاک بیفتد، حاضر نیست با کسانی که انکار می‌کنند، سر به سر شود. او به عشق و رابطه‌اش به‌طور جدی و عمیق فکر می‌کند و بیان می‌کند که عاشق نمی‌تواند به راحتی از احساساتش صحبت کند. همچنین شاعر از امید به وصال و زندگی در کنار معشوق سخن می‌گوید و به نشانه‌های عاشقی و جوانمردی اشاره می‌کند. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و فداکاری‌های عاشق در برابر معشوق می‌پردازد.