شمارهٔ ۵۴۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
بسودایت سرشت آب و گل من
بدیدار تو حل شد مشکل من
من از آیات مجدم، کس نداند
چه معنی خواهد از من قایل من؟
عنایت های بی علت مدد شد
بسامان آمد احوال دل من
ز رویت پرتوی بر جانم افتاد
بدیدار تو حل شد مشکل من
طلب کردم بسی، تا گشت روشن
بفیض حق ز اشک سایل من
پس از من در هوات، ای سر و سیراب
گل سوری برآید از گل من
بهر جانب که جویی قاسمی را
بکوی عشق یابی منزل من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به احساسات عمیق عاشقانه و اتحاد با معشوق اشاره دارد. شاعر از سرشت و وجود خود میگوید که در دیدار معشوق، مشکلاتش حل میشود و به آرامش میرسد. او به نعمتهای بیدلیل اشاره میکند که به زندگیاش رنگ و بویی خاص میبخشد. همچنین، او از اشکها و تلاشهایش برای رسیدن به حقیقت و روشنایی میگوید و به این نکته اشاره میکند که در هر جهتی که برود، نشانههایی از عشق و زیبایی را در مسیر خود میبیند. در کل، شعر به توصیف عشق و تاثیر عمیق آن بر زندگی و روح انسان میپردازد.