نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل آشفته دارم، چشم پر خون

تنم عورست و جانم گنج قارون

بجانان آشنا شو، تا ببینی

میان گنج جان گنج فریدون

ز عالم فتنه برخیزد بیک بار

چو بر دوش افگنی آن زلف میگون

دلم آشفته گردد، عقل حیران

بدامانم بریزد اشک گلگون

مراد عاشقان آن روی نیکوست

که هرچند روز افزون روزی افزون

کسی کو مست آن دیدار باشد

چه جای باده نابست و افیون؟

دعای قاسمی دیدار یارست

بتشریف اجابت باد مقرون!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حال درونی شاعر است که دلش آشفته و چشمانش پر از اشک است. او خود را در وضعیتی vulnerable (آسیب‌پذیر) می‌بیند و جانش را با ارزش می‌داند، مثل گنج قارون. شاعر از معشوق می‌خواهد که با او آشنا شود تا بتواند عمق احساساتش را درک کند. او از فتنه‌ها و مشکلات زندگی سخن می‌گوید و به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند که می‌تواند دل را آرام کند. شاعر همچنین بر اهمیت دیدار یار تأکید می‌کند و می‌گوید کسی که در جستجوی عشق باشد نیازی به شراب ندارد، چرا که خود دیدار معشوق به حدی مست‌کننده و دل‌انگیز است. در پایان، او دعا می‌کند که این دیدار با اجابت خداوند همراه باشد.