شمارهٔ ۵۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
«ثم علی العرش استوا» است نهایات
حضرت حق را عروش نامتناهیست
فاش بگویم عروش جمله ذرات
بر سر ذره مستویست باسمی
چون بشناسی رسی بنیل مرادات
هرچه که گویم، فقیه گوید: هی هی
هرچه که گوید فقیه، گویم: هیهات!
هرکه شراب خدا ز جام محمد
نوش کند، وارهد ز عشوه وطامات
نعره مستی مزن، که مست هوایی
غایت عمیا بود بجهل مباهات
قاسمی و صحبت فقیه مقلد؟
فاتحه خوانیم بهر دفع بلیات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیم عمیق خدایی و وجود انسانی میپردازد. شاعر به توضیح آفرینش در شش روز و ارتفاع بر عرش میپردازد و به عظمت خداوند اشاره میکند. او بیان میکند که عرش خداوند بر تمام ذرات هستی گسترده است و اگر کسی خدا را بشناسد، به خواستههای خود خواهد رسید. فقیهان که در این زمینه آگاهی کمی دارند، نمیتوانند به درستی درک کنند و عقاید خود را بیان میکنند. شاعر با اشاره به نوشیدن شراب الهی و عشق به خدا، بینظامیهایی را که از ناآگاهی سرچشمه میگیرند، نقد میکند. انتظار او از مخاطب این است که به شناخت حقیقی خدا برسند و از ظواهر دوری کنند.