نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست

جان در سماع عشق ز معشوقه الست

پیدا ز نور روی تو گشتیم در جهان

ما ذره ایم و روی تو خورشید انورست

بنما بما جمال و برافکن نقاب را

کان روی دلفروز تو جانبخش عالمست

از روز زلف غارت دلهای خسته کرد

اینست کار عشق، اگر روز، اگر شبست

از عاقلان اگر چه نصیبی نیافتیم

با عاشقان رویم، که آنجا کرم کمست

می خواست نقش خاتم شاهی ز من برد

خاتم ز دست نفس کشیدم بضربدست

قاسم، مجال نیست سخن را، شتاب کن

ما پیش آن جمال بیاریم هرچه هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه وجود معشوق نورانی و دل‌فریب است. او از حالت مستی و شیدایی خود در برابر جمال معشوق سخن می‌گوید و عشق را به عنوان عاملی که دل‌ها را در طول روز و شب تسخیر می‌کند، توصیف می‌کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه از عاقلان نصیبی نبرده، اما با عاشقان همراهی خواهد کرد. در پایان، او با شتاب می‌خواهد زیبایی معشوق را به تصویر بکشد.