شمارهٔ ۵۵۲ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
بجان آمد ز هجران جان مسکین
«اغثنی یاغیاث المستغیثین »
مکن تعبیر مستان طریقت
اگر شب شب روند از فرط تلوین
بصحرا دزد و در خانه برادر
بدان از ماجرای ابن یامین
اگر زلفین مشکین برفشاند
نماند کافری در چین و ماچین
تو باغ جان عاشق را ندیدی
بساتینست در صحن بساتین
شراب عاشقان از درد دردست
نه خمرارغوان، نی جام زرین
مراد از شاهد جان نور معنیست
چه جای لعبتان خطه چین؟
خوش آید زخم تیغش بر دل و جان
چو باد صبح دم بر برگ نسرین
ز هجران جان قاسم را نگه دار
بحق حرمت طاها و یاسین!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی درد و رنج ناشی از جدایی و هجران صحبت میکند. شاعر از خداوند کمک میطلبد و به عشق و معنای عمیق آن اشاره میکند. او به زیباییهای عشق و نقش آن در زندگی انسانها اشاره میکند و میگوید که این عشق و زخمهای ناشی از آن زیبایی خاصی دارند. همچنین، او به محبت و اهل بیت اشاره دارد و از آنها درخواست کمک میکند. به طور کلی، شعر به احساسات عمیق انسانی و جستجوی معنای زندگی از طریق عشق و وصال پرداخته است.