نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیر مغان کجاست؟ که آن مرد دوربین

چون فکر در دل آمد و چون شیر در کمین

هرجا که هست پیر مغان، با هزار جان

ما را همیشه روی نیازست بر زمین

وصفش چگونه گویم و شرحش چسان دهم؟

آنرا که آفتاب عیانست بر جبین

هرچا که بینمش همه جانم جهان شود

زان مهر ذره پرور و زان ماه نازنین

با روی او حکایت «ایاک نعبد» است

با خوی او شفاعت «ایاک نستعین »

عالم بشیوه های ملاحت گرفته است

آن ماه دل فروز من، آن شاه راستین

پیر مغانه گفت و غلط گفت، قاسمی

پیر مغان مگوی، که نوریست راست بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف و ستایش شخصیت "پیر مغان" می‌پردازد که به نوعی نماد حکمت و معرفت است. شاعر از او به عنوان فردی یاد می‌کند که همواره مورد نیاز و وجودش حس می‌شود. او را با آفتاب و ماه مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که حضورش چقدر تأثیرگذار و حیاتی است. شاعر در تلاش است تا وصف او را بیان کند، اما می‌داند که توصیف واقعی او فراتر از کلمات است. در نهایت، اشاره به این دارد که رفتاری که در زندگی انجام می‌دهیم، باید در راستای پرستش و طلب کمک از او باشد.