نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا یاریست، اندر گاه و بیگاه

چو ساغر همدم و چون سایه همراه

ازین نزدیک تر نزدیک نبود

دم از دوری مزن در قرب درگاه

مرا از پرتو انعام عامش

تجلی دایمی شد، دایم الله

اگر ترسیده ای، بگذر ازین کو

که شیرانند این جا در کمین گاه

درین ره گر مطیعی جای شکرست

وگر داری خطا، هم عذر ازو خواه

تجلی خدا ناگاه آید

ولیکن بر دل مردان آگاه

دریغا! محرمی همدم ندیدیم

دلی دارم، مسلمانان و صد آه

دل شوریده درمانی ندارد

مگر فانی شود در قرب آن شاه

ببازم پیش آن روی دل افروز

اگر جانست، اگر مالست، اگر جاه

قلندر، چون مجرد بود، خوش رفت

ز دنیا تا بعقبی، «طاب مثواه »

ز عالم فارغ آمد جان قاسم

بلندان را نباشد فکر کوتاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احوالات روحانی و تجربه نزدیک شدن به خداوند می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که در هر لحظه، یاری الهی همراه اوست و این همدمی مانند سایه‌ای است که او را در سختی‌ها حمایت می‌کند. او به تجلی دائمی خدا اشاره می‌کند که در دل مؤمنان آگاه رخ می‌دهد و از دوری و غفلت در این مسیر پرهیز می‌دهد. شاعر حسرت عدم وجود یک همدم واقعی را دارد و می‌گوید که دلش بسیار مضطرب و شوروشر است و تنها درمان آن نزدیک شدن به خداست. او اشاره می‌کند که انسان‌های وارسته و سیراب از معنویت، از این دنیا به سوی عالمی بالاتر می‌روند و به تأمل در حقایق بالاتر مائل هستند. در نهایت، شاعر بر این باور است که فانی شدن در عشق الهی، تنها راه آرامش و رهایی از دنیای مادی است.