شمارهٔ ۵۸۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آتش عشق تو شوری در جهان انداخته
رهروان را جمله از کام و زبان انداخته
در میان عاشقان لاابالی آمده
عشق تو رمزی بطرزی در میان انداخته
تیغ زهرآلود قهرت عالمی برهم زده
عاشقان را در بلای بی امان انداخته
بوی تو بگذشته از افلاک و انجم در زمان
غلغلی از عشق در کروبیان انداخته
نام تو بشنیده جانها، پس کلاه شوق را
هر زمانی از زمین بر آسمان انداخته
از برای سکه تلوین معنی جاودان
زنگیان را در میان رومیان انداخته
لطف جاوید تو دایم جان ما افروخته
قاسمی را در میان عاشقان انداخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و تاثیرات عمیق آن بر انسانها صحبت میکند. شاعر با بیان شور و حال عشق، تأکید میکند که عشق تو را در دلها و زبانها میافکند و باعث شور و غوغا در میان عاشقان میشود. او به قهری که عشق میتواند ایجاد کند و بلای آن بر عاشقان اشاره میکند. همچنین، بوی عشق تو به آسمانها رسیده و توجه همه را جلب کرده است. شاعر میگوید که عشق تو باعث دوری و نزدیکی انسانها شده و در نهایت، محبت و لطافت عشق تو جان او را زنده نگهداشته است.