نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیده

ز عکس رنگ آن رخسار عین جان شود دیده

بوقت دیدن رویش نبیند دیده ام خود را

عجب گر هیچ عاشق را بدان امکان شود دیده!

بدور چشم مخمورش جهان مستند و من مستم

ندانم هیچ هشیاری درین دوران شود دیده

چو زلف و روی او بیند مشتاقان شیدایی

از آن آشفته گردد دل، درین حیران شود دیده

وگر گوید که: بنمایم جمال عالم آرا را

در آن امید سر تا پای مشتاقان شود دیده

گر از عارض برافشاند سواد عنبرین گیسو

بزیر کفر زلفش لمعه ایمان شود دیده

برای عید وصلش، قاسمی، قربان شوی،آری

که داند تا چه عیدی اندرین قربان شود دیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی او باعث می‌شود که عاشقان در عالم گم شوند و خود را فراموش کنند. چشم‌ها به رنگ و روی او خیره می‌شوند و در دیدن او هیچ چیز دیگری را نمی‌بینند. حالت مستی و شیدایی در دل عاشقان به وجود می‌آید و آنها را به حیرت وادار می‌کند. شاعر همچنین به تأثیر زیبایی معشوق بر دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که از زیبایی او، ایمان و عشق در دل‌ها برافروخته می‌شود. در نهایت، او از زیبایی‌های معشوق به عنوان عیدی یاد می‌کند که ارزش قربانی شدن را دارد.