شمارهٔ ۶۰۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
السلام علیک، یا سندی
«انتموا سیدی و مستندی »
در تو دل عاشقست و حیرانست
«قد تحیرت فیک، خذ بیدی »
از ازل در تو مست و حیرانند
جمله جانها، که شاهد ابدی
گرچه دل خرده دان و زیرک بود
گنگ شد پیش صدمت صمدی
همه ذرات شاهدند که تو
شاهد جان و واهب خردی
هله! ای منکر طریقت عشق
عاشقان زبده اند و تو زبدی
منکر راه شیر مردانی
سگ به از تو، اگر درین عددی
گفت حق: «صد عن سبیل الله »
تو ازان زمره ای، ازان صددی
قاسمی در فنای محض رسید
از تجلی حضرت احدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بیان عشق و ارادت به یک شخصیت والا میپردازد. شاعر از تحیر و شگفتی دل عاشق سخن میگوید و ایمان دارد که تمام موجودات به شهادت عشق و حکمت او گواهی میدهند. او به کسانی که راه عشق را منکرند، تأکید میکند که عاشقان واقعی در زمره او هستند و او را برترین میداند. در پایان، شاعر به فنا در حضرت احدی اشاره میکند که نشاندهنده ارتقاء معنوی و عرفانی است.