شمارهٔ ۶۱۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
هر دکانی را نسیم مشک تاتار آمدی
گر حجابی در میان بنده و حق نیستی
قسمت ارباب ظن کی محض پندار آمدی
از تجلی هدایت گر نبودی پرتوی
جمله اعیان جهان در عقد زنار آمدی
گر نبودی سر جانان تعبیه در تعبیه
«لن ترانی » در حقیقت عین دیدار آمدی
پرتو رویش اگر در چین و ما چین سر زدی
کافر صد ساله در تسلیم و اقرار آمدی
گر عنایت را ظهوری بیشتر بودی از آن
زمره اشرار در اطوار ابرار آمدی
کوه سنگین گر ز درد قاسمی واقف شدی
کوه را دل خون شدی با ناله زار آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر زیباییهای عشق و ارتباط با معشوق و خداوند است. شاعر به توصیف بود و نبود رابطههای معنوی میپردازد و میگوید اگر کسی به زیباییهای حق پی ببرد یا درک عمیقی از آن داشته باشد، به حقیقت و شناخت واقعی میرسد. او به قدرت هدایت و نفوذ آن در جهان اشاره میکند و از اهمیت وجود اراده و عشق در درک این مفاهیم سخن میگوید. در نهایت، شاعر اشاره میکند که اگر کسی در این مسائل عمیقتر بیندیشد، از حالت عادی و ظاهری به سیر و سلوک معنوی خواهد رسید.