نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی

بسیار بی حقیقت و بسیار کودنی

از نفس دور باش، که دل را سیه کند

با عقل و جان گرای، که مرآت روشنی

از ذات تا صفات و از آنجا بعقل و نفس

منقول گشته ای، که حدیث معنعنی

ای جان و زندگانی و ای راحت روان

بر من جفا مکن، که «سیور من بجان سنی »

حق را بیاد دار و فراموش کن ز غیر

تا کی چو کرم پیله تو بر خویشتن تنی؟

خود را نکو شناس و خدا را نکو بدان

گراز صوامعی و گر از دیر ارمنی

بی یاد دوست یک نفسی نیست قاسمی

ای شیخ روزگار «نچون سانمیسن منی »؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به افرادی که به سخنان اهل دل بی‌اعتنایی می‌کنند، هشدار می‌دهد و آن‌ها را نادان و بی‌حقیقت می‌خواند. او تأکید می‌کند که باید از نفس اماره دوری کرد تا دل تیره نشود و به عقل و جان روی بیاورد که نورانی است. از نظر شاعر، شناخت دقیق خدا و خود بسیار اهمیت دارد و یادآوری می‌کند که بدون یاد دوست، حتی یک نفس هم نمی‌توان زیست. او از شیخ روزگار می‌خواهد که به وضعیت او و معرفت او توجه کند. در نهایت، شاعر به اهمیت محبت و شناخت در زندگی اشاره می‌کند.