نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا بکی شیوه تقلید و ره آسانی؟

بخدا، گر ز خدا یک سر مو می دانی

سر و سامان جهان تفرقه دارد در پی

جندا وقت خوش بی سر و بی سامانی

اندرین شهر که درمان طلبان بسیارند

درد را جوی، چرا در طلب درمانی؟

قیمت تو صفت قدر تو خواهد کردن

عارف خودشو، اگر لؤلوء، اگر مرجانی

گر بدانی که چه شاهی و چه مکنت داری

ملکت هر دو جهان را بجوی نستانی

نفسی راهزن مردم هشیار شوی

نفسی مست شوی راهزن مستانی

گفته بودی که: دل قاسم ما صید که شد؟

این سخن را چه جوابست؟ تو خود میدانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به نقد و بررسی زندگی و تلاش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر از شیوه‌های تقلید و راه‌های آسان کسب دانش و موفقیت انتقاد می‌کند و به اهمیت درک عمیق از خود و موقعیت‌های زندگی اشاره دارد. او از تفرقه و بی‌سامانی در دنیا سخن می‌گوید و به این نکته می‌پردازد که در دنیای پر از دردمندان، چرا همچنان به دنبال درمان نمی‌گردیم. شاعر تأکید می‌کند که ارزش شخصیت انسان به ویژگی‌های اوست و اگر فرد خود را بشناسد، می‌تواند به بالاترین مقام‌ها دست یابد. همچنین، از خطراتی که افراد هوشیار و مست در زندگی با آن مواجهند، هشدار می‌دهد و در نهایت به مسأله عشق و دل‌بستگی اشاره می‌کند که در آن به صید شدن دل قاسم اشاره شده است.