شمارهٔ ۶۵۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
تو محبوب جانی و جان جهانی
فدای تو صد عمر و صد زندگانی
بنور هدایت چراغ زمینی
برفعت فزون تر ز هفت آسمانی
علیه الصلوتی، علیه السلامی
امین زمینی، امان زمانی
تو سلطان جودی و شاه وجودی
بنور جبین رهبر کاروانی
چو شوق تو دیدم فراموش کردم
جمال جوانی، سماع اغانی
تو ساقی حقی، که جان و جهانرا
ز فیض تو باشد شراب مغانی
ز سیر و سلوک تو جبریل واماند
که با تو نیارد کسی هم عنانی
امانت دیاری، شریعت دثاری
طریقت تو داری، حقیقت تو دانی
شریعت چه گوید؟ حقیقت چه جوید؟
«معانی المبادی »، «مبادی المعانی »
جمیلی، جزیلی، کریمی، کفیلی
ترا قاسمی بنده جاودانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش شخصیتی الهی و معنوی اشاره دارد که مورد محبت و ارادت گوینده است. او را همانند نوری هدایتگر و شاهی بزرگ معرفی میکند که وجودش بر دیگران تأثیر میگذارد. گوینده از شوق و عشقش به این شخصیت میگوید و با اشاره به مقامات بلند او، اهمیت و مقام والایش را در سیر و سلوک روحانی برمیشمارد. انتهای شعر به ارتباط میان شریعت و حقیقت پرداخته و بر اهمیت درک عمیقتری از معانی نوشتارهای مذهبی تأکید میکند.