شمارهٔ ۶۶۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی
نظر لطف تو مستبشر ابواب معانی
علم از کوه برآمد، غم و اندوه سرآمد
ز خدا صد خبر آمد، که تو محبوب جهانی
هله! ای صوفی سرخوش، توبه از زاهد سرکش
نرود جز ره صورت، نبرد ره بمعانی
تو مه چارده باشی، نه که خود را نشناسی
ز جمال تو هویدا صفت «سبع مثانی »
هله! ای ساقی محرم، بده آن جام دمادم
دل و جان باز خر از غم، که شه زنده دلانی
همه صبحی و صبوحی، همه فتحی و فتوحی
«لک قلبی، لک روحی »، همه عقلی، همه جانی
قاسم، ار تیغ ملامت بسرآید، نخوری غم
مکن از دوست شکایت، که تو مستوجب آنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زبان فارسی، از عشق و محبت الهی و درک عمیق معانی زندگی صحبت میکند. شاعر در ابتدا از محبوب واقعی و لطافت روحانی آن یاد میکند و به قدرت علم و معانی اشاره دارد. او کشور غم و اندوه را ترک کرده و به خوشحالی و سرزندگی پرداخته است. صوفی را به شادی و رهایی از التزام به زهد دعوت میکند و بر زیبایی و جذابیت حقیقی اشاره میکند. همچنین از می و مستی به عنوان وسیلهای برای رهایی از غم یاد میکند و از عشق و شادابی زندگی سخن میگوید. در انتها، شاعر به دوری از شکایت و غم توصیه میکند و به اهمیت عشق و اتحاد با محبوب اشاره دارد.