نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشید منور ز جمال تو هویداست

در مشرب عذب تو چه گویم که چه سرهاست؟

عارف نکند منع من از عشق تو، آری

مجنون چه کند؟ کین کشش از جانب لیلاست

عمریست بسر می برم اندر سر کویت

در سایه زلف تو، که آن مایه سوداست

ناصح ز سیاهی دل خویش ندانست

کان زلف سیه پوش تو غارتگر دلهاست

ای دل، همه کس طالب یارند، فاما

تا بخت کرا جوید و دولت ز کجا خاست؟

از بوی می عشق تو شد مست جهانی

زاهد بخرابات مغان آمد و می خواست

گویند که: آن یار ز قاسم نکند یاد

این نیز هم از طالع شوریده شیداست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جذابیت معشوق و تأثیرات عمیق آن بر عاشق است. شاعر از زیبایی معشوق سخن می‌گوید و به چالش‌های عشق و پیوندهای عاطفی اشاره می‌کند. او عشق خود را سرشار از احساسات عمیق می‌داند و بیان می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند مانع عشق او شود. همچنین، از تاثیرات عشق و مستی مرتبط با آن بر جهانیان صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که بسیاری به دنبال عشق هستند، اما تنها عده‌ای قادر به یافتن آن هستند. در نهایت، این اشعار نشان دهنده ناتوانی در فراموش کردن معشوق و احساسات است.