شمارهٔ ۶۷۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر در طاعتی، گر در گناهی
اگر چون که گران ور برگ کاهی
سبک را و گران را رو بحقست
نباشد ملک یزدان را تناهی
بغیر از دوست در عالم کسی نیست
که هم او آمرست و اوست ناهی
چه در کان و چه در شان، جمله حقست
الهی گو، الهی گو، الهی!
ترا «احببت ان اعرف » تمامست
چرا در فکر مال و فکر جاهی؟
بجز حق را مدان در هر دو عالم
اگر مرد رهی، گر مرد راهی
چو شاهی از گدایی یافت قاسم
گدایی میکند در پادشاهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان معانی عمیق و فلسفی درباره وجود و رابطه انسان با خدا میپردازد. شاعر میگوید که چه در طاعت (عبادت) و چه در گناه، در نهایت همه چیز به خداوند برمیگردد. او تأکید میکند که تنها خداوند است که بر همه چیز نظارت دارد و اوست که میبخشد و نهی میکند. همچنین اشاره میکند که در دنیا چیزی جز خداوند وجود ندارد و همه چیز در نهایت به او تعلق دارد. شاعر از انسانها میخواهد که فریب مال و مقام را نخورند و تنها در پی شناخت و محبت واقعی خدا باشند. او با ذکر داستانی از قاسم و شاهی نشان میدهد که حتی یک گدا میتواند در موقعیتهای بالا نیز تواضع و خدمت به دیگران را فراموش نکند. در مجموع، شعر به واژههای توحید، محبت و توجه به ارزشهای اخلاقی میپردازد.