شمارهٔ ۶۸۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی
بگو: از دار ملک آشنایی
زهی عشق جهان سوز جهان سوز
گهی ثعبانی و گاهی عصایی
چه باشد ملک؟ مهمان خانه عشق
چه باشد آشنایی؟ روشنایی
چه باشد روشنایی؟ دانش دل
چه باشد دانش دل؟ پادشایی
چو ناکامیست اصل زاد درویش
من و درد و نوای بی نوایی
رها کن کدخدا را یاد می دار
چرا مانی رهین کدخدایی؟
ترا در هر لباسی واشناسم
اگر در جبه ای،گر در قبایی
الا! ای عشق عالم سوز بی غم
بهر صورت که هستی جان مایی
ز وصلت پادشاهی یافت قاسم
خداوندا! نگه دار از جدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر درباره عشق و جستجوی معنای آن سخن میگوید. او از منبع عشق و نور معرفت سوال میکند و به تضادهایی اشاره میکند که عشق میتواند به همراه داشته باشد. شاعر به مقام و درویشی اشاره میکند و از بندگی و وابستگی به دنیا گریزان است. او به عشق به عنوان نیرویی بیغمی اشاره میکند که در هر لباسی میتواند آشنا باشد و در نهایت از خدا درخواست میکند که او را از جدایی حفظ کند.