شمارهٔ ۷۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست
گنه رنگ رزست این و تو گویی: خم راست
رنگ رز کافر اماره آواره بود
قول و فعلش همه در راه خدا روی و ریاست
رنگ عقل و دل و جان گیر، اگر رنگ رزی
رنگ اماره بدکاره همه زنگ خطاست
گر تو در رنگ رزی عاقل و دانا باشی
جنس با جنس درآمیز، که نورست و صفاست
رنگ جان رنگ لطیفست درآمیز درو
که همه نور هدایت ز جبینش پیداست
نفس اماره ما مایه کفرست یقین
چونکه برخاست، همه کفر و ضلالت برخاست
این همه گفت و شنیدیم ولی هست یقین
کار با زاهد خود کام نمی آید راست
جان بهجران تو آخر چه المها که کشید؟
دل بدرد تو درآمیخت که آن عین دواست
دل و جان را بتو دادیم و فراغت گشتیم
قاسمی، در ره تحقیق فنا عین بقاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعرانه درباره مفهوم رنگ و روح انسان صحبت میکند. در آن به رنگ رز اشاره میشود که نمادی از زیبایی و عشق است، اما با رنگهای دیگر مانند عقل و دل نیز مقایسه میشود. شاعر به ما یادآوری میکند که رنگ و ظاهر ممکن است فریب دهنده باشد و باید به عمق وجود و حقیقت توجه کرد. همچنین، او به نفس اماره، که مایه کفر و گمراهی است، اشاره میکند و تأکید میکند که تنها با توجه به جاودانگی و حقیقت میتوان به روشنایی و هدایت دست یافت. در نهایت، او به مرحلهی فنا و بقا اشاره میکند که نشاندهنده تحول روح و اتصال به حقیقت است.