شمارهٔ ۷۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
«و هُوَ مَعَکُم» گفت از این معنی چه خواست؟
یعنی جانها در بقای حق فناست
این معیت چیست باری فیالمثل؟
جان جانها صوت و این معنی صداست
منتهی هرگز نگردد سر عشق
سر عاشق منتها در منتهاست
بیحلول و اتحاد آن شاه عشق
لایزال و لم یزل مهمان ماست
گفتمش: بنشین و بنشان فتنه را
خاست واندر خاستن صد فتنه خاست
صدهزاران نامه دارد شاه عشق
در طی هر نامه ما را نامههاست
قاسمی، طالب ز فرط اشتیاق
چون گذشت از جان، ز جانان مرحباست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان مفهوم عشق و حضور الهی میپردازد. شاعر از معیت با حق و فنا شدن جانها در او صحبت میکند و بیان میدارد که عشق بیحد و اندازه است و در نهایت به مفهوم اتحاد میان عاشق و معشوق اشاره میکند. او به شاه عشق اشاره میکند که بدون تغییر و همیشه در میان ماست. در انتها، شاعر از قاسمی نام میبرد که به دلیل اشتیاق شدید خود، از جان خود میگذرد و به معشوق میرسد. این مضامین نشاندهنده عمق و ابدیت عشق و ارتباط آن با الهیت هستند.