نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست

حسن تو مظهر آمد و عشاق مظهرست

هرجا که باد بوی تو آرد بعاشقان

جانها فدای رایحه روح پرورست

در آرزوی روی تو آریم زیر پا

از فرط اشتیاق، اگر بحر، اگر برست

ذرات در هوای تو در رقص حیرتند

اما سماع عشق ترا شور دیگرست

چندین مگو، که لاف کرامات و جام می

عزت نگاهدار، که این سر از آن سرست

زاهد که دم ز حور و قصور جنان زند

لاغر شکار ماست، اگر خود غضنفرست

با ساکنان دیر و صوامع بگو که: کار

بر صورتی که هست همان شیوه در خورست

تا چند طعنه بر سخن عاشقان زنی؟

دل جمع دار، کین سخن از جای دیگرست

قاسم، عنایتیست درین راه هرچه هست

جرات نمود زاهد و چون حلقه بر درست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیزی به زیبایی او نمی‌رسد. او عشق و وابستگی عمیق عاشقان را نسبت به معشوق توصیف می‌کند و به جنبه‌های مختلف احساسات آنها می‌پردازد. شاعر به زاهدان و افرادی که به مسایلی مانند بهشت و حور و قصور اشاره می‌کنند، طعنه می‌زند و آنها را به بی‌خبری از زیبایی حقیقی عشق و معشوق متهم می‌کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که عشق واقعی و زیبایی معشوق، در مقایسه با زاهدان و سخنانشان از جای دیگری می‌آید و ارزش واقعی را می‌سازد.