نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هلاک عاشقان در انتظارست

حیات صادقان با روی یارست

کسی کو نزد جانان تحفه جان برد

هنوز از روی جانان شرمسارست

خرامان میرود آن شاه خوبان

سرش مستست و چشمش در خمارست

بکلی جان و دلها صید کردست

که میر عاشقان میر شکارست

رخش اندر میان جعد گیسو

چو رومی در میان زنگبارست

بیا، یک دم بحال من نظر کن

دلم پرخون و چشمم اشکبارست

بکن چندان که خواهی جور بر من

که جان مرد عاشق بردبارست

بیا، با عاشقی دستی برافشان

که شادی در میان، غم برکنارست

نظر بر روی جانان دار، قاسم

که دارالملک عالم بی مدارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جذابیت و دشواری عشق اشاره دارد. شاعر از هلاکت عاشقان در پی عشق و زندگی صادقان که در کنار محبوبشان است، سخن می‌گوید. او بر این نکته تأکید دارد که کسی که تحفه جان به محبوب می‌برد، همیشه از او شرمسار است. در ادامه، جمال محبوب به زیبایی توصیف می‌شود و حال عاشق با اشک و غم بیان می‌شود. شاعر از محبوب می‌خواهد که نگاهی به حال او بیندازد و با وجود درد و رنج عاشقی، به او توجه کند. در نهایت، به زیبایی و قدرت عشق اشاره می‌شود که در میان غم‌ها شادی به همراه دارد.