شمارهٔ ۱ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اول به نام آنکه زد این بارگاه را
افروخت شمع مشعله مهر و ماه را
برپای کرد زنگی شب را ز تخت ظلم
بر جا نشاند روز مرصّع کلاه را
خفتان نقره کرد برون از تن جهان
پوشاند بر سپهر لباس سیاه را
رخسار و زلف و چشم و خط و خال آفرید
آنگاه داد راه تماشا نگاه را
صف بست دور چشم سیه چون دو پادشاه
از هر طرف ز لشکر مژگان سپاه را
بر سنگ داده گوهر و بر نیش داده نوش
خاصیّت تمام رسانده گیاه را
بر پیش بحر رحمت او جمله قطرهایم
قصاب غم مدار چو کردی گناه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به زیبایی و خالقیت الهی اشاره دارند. شاعر از خداوند سخن میگوید که ابتدا این دنیا را خلق کرده و نور و روشنایی را به وجود آورده است. ظلمت شب به وسیله روز برطرف شده و زیباییهای طبیعی، مانند گل و گیاه، به زمین بخشیده شده است. شاعر به مقایسه زیباییهای انسانی و الهی پرداخته و به خوبی یادآور میشود که ما همگی در این دنیا در برابر رحمت الهی هستیم و نباید نگران گناهان خود باشیم. به طور کلی، متن بیانگر عظمت خداوند و زیباییهای آفرینش است.