نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در خون جگر همچو حباب است دل ما

از نیم نفس آه خراب است دل ما

ما تاب تف شعله رخسار نداریم

از یک نگه گرم کباب است دل ما

تا از نظر مرحمت یار فتادیم

چون شیشه خالی ز شراب است دل ما

آمد به نشان تیر تو چندان که تو گویی

در زیر پر و بال عقاب است دل ما

ای شوخ در آن شهر که دلدار تو باشی

ار کثرت دل در چه حباب است دل ما

آسوده ز طوفان و کناریم در این بحر

مانند صدف در ته آب است دل ما

داریم نمود و اثر از بود نداریم

در بادیه مانند سراب است دل ما

ره دور و رفیقان همه رفتند به منزل

فریاد که شد روز و به خواب است دل ما

قصاب صد افسوس که در پرده غلفت

عمریست که در زیر نقاب است دل ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات و وضعیت قلب شاعر می‌پردازد. او به تصویر زیبایی از دل خود در شرایطی آشفته و پریشان می‌پردازد، جایی که دلش همچون حبابی در خون جگر غوطه‌ور است و در نتیجهٔ غم و دوری از محبوب، آکنده از ناراحتی و درد می‌باشد. شاعر اشاره می‌کند که دلش از فشار عشق و زیبایی محبوب به شدت آسیب‌دیده و مانند شیشه‌ای خالی مانده است. او به وجود طوفان‌های عاطفی و تنهایی‌اش در زندگی اشاره می‌کند و در نهایت اشاره‌ای به فریبندگی ظاهری می‌کند که در پس آن، دلش خالی و بی‌رمق است. شعر در کل نمایانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه، اندوه و ناامیدی شاعر است.