نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به عشقی کرده‌ام در بحر مأوا تا چه پیش آید

به دامن چون صدف پیچیده‌ام پا تا چه پیش آید

چو کف پامال طوفانم چو خس سیلی‌خور موجم

سراسر می‌روم در روی دریا تا چه پیش آید

در این گلزار در جایی به یاد سرو بالایی

به خاک افتاده‌ام با قد رعنا تا چه پیش آید

دلیل راهم امشب مژده خواب پریشان شد

به زلفش می‌کنم پیوند سودا تا چه پیش آید

گهی در ششدر و گه در گشاد از خصم افتادم

قماری می‌کنم با اهل دنیا تا چه پیش آید

ز سیلاب سرشک لاله‌گون قصاب در هجرش

پر از خون می‌کنم دامان صحرا تا چه پیش آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و تجربیات عاطفی عمیق شاعر است. او خود را در دریا و گاهی در گلزار می‌بیند و در جستجوی معنا و نتیجه‌ی این عشق، از امواج طوفانی و چالش‌های زندگی می‌گذرد. شاعر به زیبایی‌ها و دردهای عشق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه در سایه‌ی یاد محبوب، در حال دست و پنجه نرم کردن با دنیای بیرونی و غم جدایی است. او از دست دادن و مصائب عشق می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که روند این احساسات و تجربیات چه نتایجی به دنبال خواهد داشت.