شمارهٔ ۱۰۳ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اسیران را زیانی از گرفتاری نمیباشد
خلاصی از دیار عشق بی خواری نمیباشد
چو از قید قفس فارغ شدم در دام افتادم
مصیبتدیده را یارای خودداری نمیباشد
به دور انداز از دوش این سر پرشور و فارغ شو
که تن را راحتی غیر از سبکباری نمیباشد
چه مست غفلتی؟ یکچند ترک بادهنوشی کن
که هرگز دردسر در جام هشیاری نمیباشد
ز دستاندازِ بیانداز او قصاب دانستم
که رحمی در دل خوبان بازاری نمیباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به بیان احساسات و تجربیات خود درباره عشق و آزادی میپردازد. او میگوید که اسیران در عشق هیچ زیانی از گرفتاری ندارند و آزادی از عشق به معنای واقعی وجود ندارد. وقتی از قید و بند رها میشود، دوباره در دام عشق گرفتار میآید و استقامت در برابر مصائب برای او غیرممکن است. او از خود میخواهد که بار سنگین این شور و شوق را کنار بگذارد، زیرا راحتی واقعی در دنیا تنها در سبکی و بیوزنی است. همچنین اشاره میکند که برای رهایی از غمها، موقتاً باید از خوشیهای زودگذر فاصله بگیرد، زیرا در مسیر هشیاری هیچ دردسری وجود ندارد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که افراد خوب و با دل مهربان در دنیای پر از بیرحمی، کمتر رحم و شفقتی نشان میدهند.